تبليغاتX
موفقیت-عشق-دانلود-نرم افزار-فیلم-عکس-جوک
روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون این که متوجه شود از بین او و مهرش عبور کرد.
مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هی چرا بین من و خدایم فاصله انداختی!
مجنون به خود آمد و گفت من که عاشق لیلی هستم تورا ندیدم تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه مرا دیدی؟
2 نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:18  توسط   |